>


 
 
نویسنده : مجید محمدی
تاریخ : یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
نظرات

میلیون ها کودک در سراسر جهان هستند که وقتی زنگ پایان مدرسه به صدا درمی آید، آموزش روزانه آنها تمام نمی شود و این زنگ نشانه پایان درس نیست. بسیاری از کودکان بدون در نظر گرفتن زنگ تفریح به صورت خصوصی به تحصیل خود ادامه می دهند. برخی حتی از حیاط مدرسه شان بیرون نمی آیند و کلاس خصوصی را در همان مدرسه و شاید در همان کلاس توسط معلم خودشان می گذرانند. همچنین بسیاری از کودکان در روزهایی که مدرسه تعطیل است، یعنی در تعطیلی آخر هفته و یا سایر تعطیلات رسمی به طور خصوصی آموزش می بینند. ..


میلیون ها کودک در سراسر جهان هستند که وقتی زنگ پایان مدرسه به صدا درمی آید، آموزش روزانه آنها تمام نمی شود و این زنگ نشانه پایان درس نیست. بسیاری از کودکان بدون در نظر گرفتن زنگ تفریح به صورت خصوصی به تحصیل خود ادامه می دهند. برخی حتی از حیاط مدرسه شان بیرون نمی آیند و کلاس خصوصی را در همان مدرسه و شاید در همان کلاس توسط معلم خودشان می گذرانند. همچنین بسیاری از کودکان در روزهایی که مدرسه تعطیل است، یعنی در تعطیلی آخر هفته و یا سایر تعطیلات رسمی به طور خصوصی آموزش می بینند.
تدریس خصوصی در اینجا تدریس موضوعات علمی مانند زبان و ریاضیات و غیره است که به منظور کسب درآمد توسط معلمان صورت می گیرد و نسبت به آموزش رسمی مازاد، محسوب می شود. در چند دهه اخیر تدریس خصوصی رشد فزاینده ای پیدا کرده و به یک پدیده نسبتاً فراگیری بدل شده است. این پدیده هزاران تن از افراد را به خدمت گرفته و بی رحمانه در حال خالی کردن جیب مردم است و میزان زیادی از عمر معلمان و دانش آموزان را نیز مصروف خود می کند. با وجود این تعداد کمتری از برنامه ریزان و سیاستگذاران می توانند در مورد وضعیت تدریس خصوصی به اطلاعات لازم دست یابند. در مجموع موضوع تدریس خصوصی برای نظام های آموزشی و تحولات اجتماعی، کم اهمیت تلقی شده و پیامدهای آن چندان مورد توجه قرار نمی گیرد.
تدریس خصوصی پدیده ای است که در برخی از کشورها به عنوان نظام آموزشی سایه ای مطرح شده است. استفاده از اصطلاح سایه به چند دلیل مناسب است: اولاً تدریس خصوصی فقط به این دلیل وجود دارد که تدریس رسمی وجود دارد. ثانیاً هرگاه اندازه و شکل نظام آموزشی تغییر یابد، در اندازه و شکل نظام تدریس خصوصی نیز تغییر حاصل خواهد شد. ثالثاً تقریباً در تمامی جوامع توجه مردم بیشتر به آموزش رسمی است تا سایه آن. رابعاً نظام آموزشی سایه ای به اندازه نظام آموزشی رسمی از هویت مشخصی برخوردار نیست.
البته سایه ها هم می توانند مفید واقع شوند. همان طور که سایه یک ساعت آفتابی که روی زمین می افتد و می تواند حکایت از گذشت زمان کند، یک نظام آموزشی سایه ای نیز می تواند حاکی از تحول در یک جامعه باشد. با وجود این در برخی از کشورها والدین، معلمان و سیاستگذاران به شدت از این روند انتقاد می کنند، چرا که در آن تدریس خصوصی زندگی خانواده ها را تحت سلطه خود درآورده و عمدتاً باعث ایجاد و تشدید نابرابری های اجتماعی می شود و منابع انسانی و مالی را مصروف خود می کند که شاید بتوان در فعالیت های ضروری تری مورد استفاده قرار گیرد. از دیگر ایرادهایی که به تدریس خصوصی وارد است، این است که برنامه درسی نظام آموزشی رسمی را به هم می ریزد و روند یادگیری را که معلمان برای کلاس های خود طراحی کرده اند، مختل می سازد و نهایتاً اختلاف فاحشی از نظر درسی در بین دانش آموزان کلاس ایجاد می کند. به این معنا بر خلاف بسیاری از سایه ها، تدریس خصوصی عنصر صرفاً منفعلی نیست، بلکه ممکن است حتی در بدنه آموزش که دنباله روی آن است، اثر منفی داشته باشد.
با نگاه مثبت تر می توان گفت که تدریس خصوصی می تواند به عنوان یک سازوکار تلقی شود که از طریق آن دانش آموزان یادگیری شان را افزایش می دهند و سرمایه معنوی بیشتری کسب می کنند. بدین ترتیب آنها نه تنها به نفع خود عمل می کنند، بلکه به جوامع بالاتری که بدان تعلق دارند هم بهره می رسانند. تدریس خصوصی می تواند از بار مسئولیت معلمان رسمی بکاهد و به دانش آموزان کمک کند تا مواد آموزشی را که در مدرسه به طور رسمی ارائه می شود، یاد بگیرند. به علاوه تدریس خصوصی برای برنامه ریزان نه تنها نشانه خواسته های قشرهایی از جامعه است، بلکه نشانه فعالیت هایی است که مردم حاضرند هزینه آن را پرداخت کنند. تدریس خصوصی علیرغم گسترش بی رویه و پیامدهایش برای فراگیران، متأسفانه تاکنون مورد توجه محققان و برنامه ریزان قرار نگرفته است. این مسأله تا حدودی به این دلیل است که نظام آموزشی رسمی برای بازرسی و نظارت آسان تر است،زیرا بیشترین اطلاعات در مورد بودجه ها و فرآیندهای آموزشی در مدارس دولتی اطلاعات عمومی است و یا انتظار می رود که اطلاعات عمومی باشد و مقامات آموزش و پرورش معمولاً اصرار دارند که مدارس حداقل اطلاعاتی در مورد ثبت نام، حجم کلاس، برنامه درسی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گزارش دهند. ولی تدریس خصوصی فراتر از دسترسی نظام های جمع آوری اطلاعات از سوی دولت ها است. معلمان خصوصی اغلب راغب نیستند وجوهات دریافتی خود را اعلام کنند و خانواده ها ممکن است اکراه داشته باشند در مورد تدریس خصوصی، هزینه های پرداختی شان را در اختیار دیگران قرار دهند. به همین دلیل فرآیندهای یاددهی- یادگیری آن هم در حیطه نظارت دولتی نیست و بسیاری از مقامات دولتی، ترجیح می دهند تدریس خصوصی را مورد بازرسی و تفحص قرار ندهند، زیرا این حوزه، حوزه پیچیده ای است که ممکن است مسئولیتی بر آنها تحمیل نماید و بنابر این محققان، قدرت کسب اطلاعات را در مورد این گونه فعالیت ها را که در پشت درهای بسته اتفاق می افتد، ندارند.
از نظر جغرافیایی تدریس خصوصی یک پدیده مهم در برخی از قسمت های آسیای شرقی، مخصوصاً ژاپن، جمهوری کره و تایوان بوده است. در دهه های اخیر، تدریس خصوصی، هم در جوامع صنعتی تر و هم در کشورهای کمتر توسعه یافته گسترش یافته است، به طوری که در کشورهای ناهمگونی مانند مصر، هندوستان، مالتا و رومانی بیش از یک سوم دانش آموزان،دائماً کلاس های خصوصی دارند. در بعضی از جوامع این نسبت به طور قابل ملاحظه ای بالاست. در واقع فقط در چند کشور است که تدریس خصوصی تبدیل به یک پدیده فراگیر همگانی شده است.
علیرغم این که تدریس خصوصی می تواند نتایج مثبتی به دنبال داشته باشد(مانند بهبود یادگیری دانش آموزان، فراهم کردن فعالیت های سازنده برای آنان در ساعات خارج از مدرسه و تأمین درآمد و شغل برای معلمان) در برگیرنده نتایج منفی نیز هست. جنبه های مشکل ساز این پدیده شامل اختلال در برنامه های درسی رسمی، فشار روی دانش آموزان کم سن و سال و تشدید نابرابری های اجتماعی و سوء استفاده معلمان از دانش آموزان خود است. این سوء استفاده مخصوصاً در موقعیت هایی که معلمان رسمی زمینه تدریس خصوصی در قبال پول را برای شاگردان خود بعد از ساعات مدرسه فراهم می کنند، ساری و جاری است. در بدترین وضعیت به صورت نوعی رشوه درمی آید که در آن، معلمان در ساعت رسمی، فقط نیمی از برنامه درسی را ارائه می کنند و سپس از دانش آموزان می خواهند که برای نیم دیگر در کلاس خصوصی شرکت کنند و حق الزحمه آن را پرداخت کنند.
تدریس خصوصی ممکن است به صورت انفرادی در خانه معلم یا دانش آموز انجام گیرد و یا به صورت گروهی و کلاس های بزرگتر و یا حتی در سالن های اجتماعات انجام گیرد و یا ممکن است به وسیله پست، تلفن یا حتی اینترنت هم صورت گیرد. میزان تدریس خصوصی در کلاس های مختلف فرق می کند و ضرورت آن در بعضی موضوعات، ممکن است بیشتر از بقیه باشد.
مطالعات موردی که درباره کشورهای موریتوس هنگ کنگ، سنگاپور، تایوان و جمهوری کره انجام گرفته است، نشان می دهد عکس العمل ها و نوع اقدامات دولتی نسبت به این موضوع متفاوت بوده است. مثلاً دولت جمهوری کره زمانی سعی می کرد که تدریس خصوصی را ممنوع کند، اما بعدها دریافت که این اقدام بیهوده و ناممکن است. دولت تایوان دارای اقتصاد آزاد بیشتری است ولی در عمل محدودیت هایی دارد و از مؤسسات تدریس خصوصی می خواهد که این محدودیت ها را رعایت کنند. دولت هنگ کنگ، مداخله زیادی در تدریس خصوصی داشته، ولی این دخالت تداوم نداشته است. در تمامی این جوامع و همچنین در سنگاپور، معلمان رسمی از دریافت وجه برای تدریس خصوصی دانش آموزان امتناع کردند. اما در موریتوس این سنت به مدت زیادی حاکم بود و امکان برچیده شدن آن به سختی امکان داشت و بنابر این دخالت دولت در موریتوس به ناچار رویکرد متفاوتی به خود گرفت. این موضوع نشان می دهد که عکس العمل دولت ها در هر فرهنگ و موقعیتی باید فرق کند.با وجود این موضوعات مشترک گوناگونی می تواند از این تحلیل مقایسه ای مشخص شود. در سطح بنیادین چهار خط مشی عمده برای دولت ها پیشنهاد می شود که عبارتند از:


۱ - صرف نظر کردن از این پدیده ها(شاید به این دلیل که دولت احساس می کند مایل نیست یا نمی تواند کاری در مورد آن انجام دهد.)
۲ - ممنوع کردن تدریس خصوصی(اگر چه چندان امیدواری به انجام موفقیت آمیز آن وجود ندارد)
۳ - به رسمیت شناختن و ساماندهی تدریس خصوصی(در این مورد، سؤال این است چگونه و چه کسی؟)
۴ - گسترش بی رویه تدریس خصوصی(اگر چه این عکس العمل تا حدودی نامتعارف است)
البته کنترل تدریس خصوصی خود هزینه هایی را دربردارد که باید در مقابل منافع پیش بینی شده حاصل از تلاش های پیگیر معلمان خصوصی پرداخت شود. دولت های برخی از جوامع ممکن است به این نتیجه برسند که هزینه های ساماندهی بیش از منافع آن باشد، اما برخی دیگر اعتقاد دارند که تدریس خصوصی مستلزم توجه دقیق تری نسبت به گذشته است.


برچسب‌ها:
 
 
مجبد محمدی معلم پایه ی چهارم ابتدایی در منطقه شهریار تهران و فارغ التحصیل رشته روانشناسی هستم.امیدوارم بتوانم از طریق این وبلاگ با همکاران گرامی در امر آموزش تبادل اطلاعات داشته باشم تا هر چه بیشتر و بهتر در این امر گام بردارم.

مجید محمدی